سرانجام، با روي هم گذاشتن همهٴ اين مطالب ميتوان كشورهاي مختلف را به ترتيب زير قرار داد:
13. ترتيب ملتها
| ايتاليا | 50(23) | بيزانس | 13(5) |
| اسپانيا، مغرب | 38(18) | ممالك سفلا | 10(5) |
| فرانسه | 34(11) | ارمنستان | 8(2) |
| چين | 23(12) | ژاپن | 6(1) |
| مصر، شام | 23(10) | هند | 5 |
| بينالنهرين، ايران | 18(11) | اسكانديناوي | 3(1) |
| اروپاي مركزي (ملل متعدد) | 14(2) | نامعلوم | 8(1) |
| جزاير بريتانيا | 13(5) | ———————— | |
| 266(107) |
اين جدول آخري برتري معنوي ايتاليا را در نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم، ترديدناپذير ميسازد.
بيشك نبايداين مطالب را تحتاللفظي تعبير كرد، بلكه فاصلهٴ ميان ايتاليا و ساير كشورها چندان زياد است كه مقام رهبري آن بلاترديد است. مطلب ديگري هم كاملاً معلوم ميشود: ايتاليا، فرانسه و اسپانيا مهمترين كشورهاي اروپا بودند، همچنان كه امپراتوري مغول، دولت مماليك در مصر و شام، و دولت ايلخانيان ايران، مهمترين كشورهاي آسيا به شمار ميرفتند.
ساير كشورها خيلي عقبمانده بودند.
عقبماندگي بريتانيا مربوط به دورافتادگي آن بود، تنها چند يهودي توانستند بدان جزيرهٴ دوردست برسند؛ و در 1290، چند يهودي كه بدان جا رفته بودند بيرون رانده شدند، اين فقط از دست دادن نبوغ يهوديان نبود، بلكه فقدان انگيزه براي نبوغ انگليسي هم محسوب ميشد.
ج. مقايسهٴ كاميابيهاي گروههاي مختلف از نظر شخصيتهاي ممتاز
در جدولهاي پيشين، تصوري از اين مطلب به صورت اعداد داخل پرانتز به دست داده شد. از 266 تن، 107 نفر را برگزيدهام كه ميتوان آنها را به ترتيب زير ذكر كرد: معلوم است كه در اين جا بايد كمتر از كتاب سوم در كار انتخاب جسور باشم. اين تغيير وضع عجيب نيست، با توجه به اين كه گذشت زمان و آموزشي ممتد اين دو انتخاب را از يكديگر جدا ميكنند. از آن جا كه مقايسهٴ ميان دو كتاب آسانتر است، انتخاب جديدي كردهام و نامهاي برجستهٴ هر گروه را، كه64 نفرند، با حروف ديگر مشخص ساختهام.